گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )

46

لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )

راهنما توقع نمايند و در واقع اگر به راهنماى اعزامى كوروش اعتماد شود آيا مثل اين نيست كه از او بخواهند از جانب ايشان ارتفاعات اطراف را هم اشغال كند ؟ من كه در كشتىهائى كه او بدهد سوار نخواهم شد چون جاى نگرانى است كشتىهاى خويش و ما را با هم غرق كند و از پيروى راهنما نيز كه او بدهد ترسان خواهم بود و نگران از آن‌كه ما را به مقصدى برساند كه فرار از آنجا مقدور نباشد . ولى اگر نظرم را بپرسند خواهم گفت بهتر است بىرضايت و بدون اطلاع كوروش از اين‌جا برويم هرچند كه چنين چيزى هم امكان‌پذير نيست . به عقيدهء من پيشنهادهائى كه كرده‌اند پاك ابلهانه است برعكس بايد نفراتى شايسته همراه كله‌آرخوس نزد كوروش فرستاد و استفسار كرد از ما چه خدمت و كارى انتظار دارد . اگر نقشهء او استخدام چريك براى استفاده از آنها مانند موارد پيشين است گمان مىكنم بايد از او پيروى كنيم و خود را جبون‌تر از عناصر قبلى نشان ندهيم و اگر خدمت و كارى كه در نظر دارد مهم‌تر و خطرناك‌تر و پرزحمت‌تر از كارهاى سابق است بايد به او اطلاع داد كه متناسبا اجر و پاداش كافى بدهد كه موجب رضايت خاطر و تشويق ما در يارى او شود و گرنه درخواست ما را اجابت و اجازه صادر كند كه در عين صلح و صفا به خانه‌هاى خود بازگرديم و بدين ترتيب اگر از او پيروى كنيم به صورت دوست و حامى جان‌نثار خواهيم بود و اگر هم مراجعت كنيم از خطر مصون . بعلاوه پيشنهاد مىكنم نمايندگان ما نتيجهء مذاكره و جواب او را به ما اطلاع دهند سپس موضوع را بررسى كنيم . » اين طرح مورد تصديق قرار گرفت و نمايندگانى برگزيده همراه كلارخوس فرستادند و قرار شد مطلبى كه مورد درخواست لشكريان بوده